تبلیغات
ملکوت سخن
قالب وبلاگ

ملکوت سخن
 
نویسندگان
نظر سنجی
وبلاگ ملکوت سخن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟





چت باکس


بخشی از دست نوشته ی آخر شهید دکتر چمران  چند روز قبل از شهادت

ای حیات؛

با تو وداع میکنم، با همه زیبایی هایت، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوها و آسمان  ها و دریاهاو صحراها، با همه وجود وداع میکنم. با قلبی غم آلود به سوی خدای خود میروم و از همه چیز چشم میپوشم.

ای پاهای من؛

 میدانم شما چابکید؛می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت را از رقیبان ربوده اید، می دانم فدا کارید، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آیید،.... اما من آرزویی بزرگتر دارم؛ می خواهم که  شما به بلندی طبع بلندم، به حرکت در آییدبه قدرت اراده آهنینم محکم باشید، به سرعت تصمیمات و طرح هایم سریع باشید.

این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید.ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید، شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید از شما میخواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه خود را به بهترین وجه ادا کنید.

ای پاهای من؛ سریع و توانا باشید.

ای دستهای من؛ قوی و دقیق باشید.

ای چشمان من؛ تیز بین و هوشیار باشید.

ای قلب من؛ این لحظات آخرین را تحمل کن.

ای نفس؛ مرا ضعیف و ذلیل مگذار، چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده و صبور و توانا باش.

به شما قول میدهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سخت و سنگین و را دریافت وکنید، چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید، آرامشی ابدی دیگر شما را زحمتی نخواهم داد؛ دیگر شب و روز استمثارتان نخواهم کرد، دیگر فشار عالم و شکنجه ی روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد، از درد و شکنجه و ضجه نخواهید زد، از گرسنگی گرما و سرما شکوه نخواهید کرد؛ و برای همیشه در بستر نرم خاک، اما این لحظات حساس، لحظات وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقای پروردگار ، لحظات رقص من دربرابر مرگ باید زیبا باشد...

خدایا؛ وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد میسوزد و خاکستر میشود.
اشک شده ام و دیگر هیچ...

به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم و از وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه گیرد.

خدایا؛ تو را شکر میگویم که باب شهادت را بروی بندگان خالصت گشودی تا هنگامی که همه راها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است بتوان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدایی رسید...


[ 5 دی 91 ] [ 16:53 ] [ لقمان قمری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :