تبلیغات
ملکوت سخن
قالب وبلاگ

ملکوت سخن
 
نویسندگان
نظر سنجی
وبلاگ ملکوت سخن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟





چت باکس


بی گمان روزی ستار سترگ قدم های مجاز ما از پیش روی دیده هامان فرو خواهد افتاد
و ما به آنچه بوده ایم و شده ایم ، نگران خواهیم شد.
.
.
.
کاش آن روز
گفتن ها، شنیدن ها، رفتن و آمدن هایمان، رنگ و بوی پوچی و بیهودگی نیابد.
کاش آن روز سوز تلخ و جانکاه حسرت، دست به دامان ما نشود...

کاش آن روز سپیده دمان بهارانی باشد سبز، سبز و سبز.
تا از بودنمان بروید هزاران زندگی، زندگی، زندگی.




طبقه بندی: شب های مهتابی،
[ 1 خرداد 93 ] [ 16:10 ] [ لقمان قمری ]
بهار با همه باطراوت و سرزندگی‌اش آمده اینجا در كنار ما، ناز و نسترن و نیلوفر آورده تا لطافت‌ ها و زیبایی ها را بار دیگر به ذهن خمود بشر، یادآور شود. بهار آمده و اكنون جهان، در زیباترین و دلرباترین صورت خویش بر ما جلوه گر است. خدایا! بنفشه ها عشق را در هر نگاه به چشم ها و دل ها هدیه می كنند. آما ای كاش بشر این زیبایی و حیات را برای همیشه مقیم خانه دل می ساخت. بهار آمده و می خواهد دل های بهاری را با خود ببرد تا شكوفه های عشق بر شاخسار زندگی‌ انسان، میوه معرفت و كمال را ثمر دهد. این بهار دلی بهاری می خواهد تا در دلنوازی نسیم صبا، جان كثرت ببازد و پاكبازانه در جوار صدق و اخلاص و در ساحت جمال یار، غزل های ملكوت را در بیت زندگی اش جاری كند.

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال آفتاب

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار





طبقه بندی: شب های مهتابی،
[ 2 فروردین 91 ] [ 22:34 ] [ لقمان قمری ]

صورتكده عشاق به قلم موی تصویرگر تو در ساحل پریشانی برپاست. هر آنكه دلداده و جانباخته توست، در زیر كلك زرین تو نقش می‌گیرد و تو چه ماهرانه پیكره ها را می‌ تراشی، در اوج لطافت و ظرافت. و كیست خداگونه‌تر از تو برای آفرینش ؟!

ندیده‌ام در میان این انفاس نزول یافته ‌ نفسی بلندمرتبه‌تر از نفس تو. جان یافتن هرآنكس كه بی‌جان است از دمیدت توست در رگهای حیاتش.پس بیا و بدم در نای شكسته وجودم ، تا راه یابم در جمع آنانكه در بزم زندگی روزی‌خوار نور و عشقند.

سرای وعده‌های مجاز دنیا در دیدگان جستجوگرم، آب می‌نمایند ولیك از آنجا كه قدم هایم رخصت حركت از تو دارند، در وصال آنها شوقی به بار نمی‌آورند و چندی نمی‌گذرد كه در بادیه نسیان خاطرم ، گم می‌شوند. آری، امروز اینگونه است نجات من از فریب‌های زودگذر و رنگارنگ این ویرانه خاك.




طبقه بندی: شب های مهتابی،
[ 5 بهمن 89 ] [ 17:55 ] [ لقمان قمری ]

زیبایی زاییده عشقی است که در بی‌نهایت لطافت جلوه گر است و صورت فراموش شده آسمانی که گاه در کثرت زشتی ها به دست فراموشی می رود.

عاشورا، لطافت عشقی است که در نگاه تاریک این سویی جلوه ای از دردها و سختی هاست. حال آنکه عشق زاییده درد است و آن کس که در عشق خویش را آسوده می پندارد، طعم عاشقی را نچشیده است. زیرا در عشق، تمامی جان، در خیال معشوق غوطه ور است و گویی که او هر لحظه بر تو در کاری چهره می گشاید و در هر صدایی با تو به سخن می نشیند.عاشورا، بوسه عشقی بود از جانب معشوق بر صورت دلباخته عاشق. که در راه ظهور آرمان های بلند بشریت به حقیقتی جاودانه تبدیل گشت. حقیقتی که در آفرینشی نو، بستری را برای تعالی آزادی و آزادگی فراهم ساخت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: شب های مهتابی،
[ 14 آذر 89 ] [ 12:25 ] [ لقمان قمری ]


می گویند «تنها صداست که می ماند»، اما من می گویم آنچه می ماند تنها لحظه ای است که نور سپید عشق آن را روشن سازد. لحظه ای که دو نگاه سرخوشانه یکدیگر را در آغوش می‌ گیرند و از آن دو، آنچه می ماند تنها نور است و نور. و آن لحظه در آیینه زمان جاویدان خواهد بود.





طبقه بندی: شب های مهتابی،
[ 3 مهر 89 ] [ 21:13 ] [ لقمان قمری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :